جنبش سبز و نوگروی سیاسی
پس از شکلگیری جنبش سبز، عدهی زیادی از افراد متعهد و وفادار به نظم سیاسی موجود، التزام و تعهد خود را نسبت بدان از دست داده اند و برخی حتا دست به نقد صریح آن زده اند (مثل نویسنده و فیلمساز هماکنون دربند محمد نوریزاد و یا حیدرینژاد سفیر سابق ایران در نروژ و بسیاری دیگر از افراد معروف و یا غیرمعروف)؛ برخی مرددند که به جنبش سبز بپیوندند یا فقط راه خود را از راه نظم موجود جدا کنند؛ برخی هنوز در درون این نظم فعال اند اما انگیزهی لازم برای تداوم فعالیت و سرسپاری را ندارند؛ برخی نیز در درون خود کلنجار میروند و کشمکشی را تجربه میکنند که کدام طرف برحق است و انتخاب درست چیست؟!
سیاست در اندیشه علیرضا بهشتی
علم سیاست نزد بهشتی محمل مشارکت در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی بوده است. وی وقوف روشنی نسبت به اهمیت اندیشه ورزی برای کمک به حل معضلات اجتماعی-سیاسی دارد.او ضرورتها و ظرفیتهای جامعه و میراث فکری را جدی می گیرد و حرکت و آینده را منوط به کار فکری و میدان دهی به دغدغه های رهائی بخشی در تفکر اسلامی می داند.اگر “فرزند” را به معنای “پیش برنده زندگی” (فر=پیش بردن، زند=زندگی) بدانیم، علیرضا بهشتی در فکر و عمل و نوع زندگی ثمره نیکی از شهید بهشتی و منشا ثمر بخشی محسنی برای جمهوری اسلامی است.
چارچوبی استراتژیک برای تحلیل جنبش سبز
بدون رهبری هیچ اندیشه ای به فرهنگ تبدیل نمی شود و هراندیشه ای نتواند فرهنگ سازی کند محکوم به زوال است این یک واقعیت تاریخی واصل بدیهی اجتماعی است. لذا وجود رهبرانی که در عمل و درکوران بحران ثابت کرده اند توانایی این را دارند، به خوبی بشناسند ، درک کنند ، قدرت انطباق با محیط وشرایط داخلی وخارجی پیدا کنند و ازهمه مهمترازتوان برقراری ارتباط برخوردارباشند برای جنبش سبز یک ضرورت است.
گفتوگو از شنیدن آغاز می شود
هر کس گام در راه «گفت و گو» می گذارد، نقطه عزیمت خویش را «ندانستن» قرار می دهد و چون می داند که گفت و گو از «شنیدن» آغاز می شود، جسارت ورود به عرصه های ناشناخته را دارد. در جهان گفت وگو پژوهشی است برای «بررسی تحولات گفتمانی در پایان قرن بیستم» که در همین راستا به انجام رسیده است.
توهین به عروس امام از نگاهی دیگر
او همیشه آرزو داشت یک حوزه علمیه برای زنان تاسیس کند وعاقبت پس از سال ها تلاش و ایجاد ظرفیت های لازم و برگزاری دوره های مختلف برای علاقمندان، توانست در آخرین سال عمرش مجوز رسمی حوزه علمیه حضرت خدیجه کبری (س) را بگیرد.
سراب پیروزی اصولگرایان تندرو
آنان دیگر نمی توانند با به راه انداختن سروصدا و اینکه جمعی می خواهند نظام را سرنگون کنند، در قبال اتفاقاتی همچون کوی دانشگاه، کشته شدن مردم در نتیجه تیراندازی در راهپیمایی ها، محکومیت های سنگین و بازداشت های بی در و پیکر، کهریزک، بستن روزنامه ها، محروم ساختن دانشجویان و سایر مسائل دیگری که ظرف هفت ماه گذشته در کشور اتفاق افتاده همچنان سکوت کرده یا از کنار آنها بی تفاوت بگذرند کانه آن اتفاقات در کشور دیگری صورت گرفته است.
مردم با شعور بالای سیاسی پیگیر مطالبات خود هستند
آزادیخواهی و سلحشوری جزو آرمان های من در زندگی بوده و به خاطر همین از مرگ هم هیچ هراسی ندارم. قبلا گفتم سینه مان را سپر کرده ایم و من به شخصه آماده هرگونه تیر و حمله و تروری هستم.میخواهم بر این نکته تاکید کنم که نه دولت احمدی نژاد را به رسمیت می شناسیم و نه پشت پرده سازش می کنیم.این دستگیری ها هیچ گونه تاثیری در خواست و حرکت مردم ندارد؛ مردم به شدت آگاه هستند و با شعور بالای سیاسی، مطالبات خود را پی گیری میکنند.
جستجوی سران یا رفتن در پی سراب؟
جنبش اجتماعی امروز ایران از نوع جدید بوده و از یک مرکز خاصی هدایت و رهبری نمی شود که بتوان با شناسایی آن تحت آنچه که از ناحیه برخی افراطیون جناح حاکم سران فتنه گفته می شود بتوان برآن چیره شد. واقعیت حوادث چند ماه اخیر نشان می دهد که جنبش اجتماعی جدید خود دارای قدرت اجتماعی و قدرت جذب شدید داشته وبه موازات مقاومت غیر معقولانه در برابر خواسته های آن متکثر شده و برپیروان آن افزوده می شود. قدرت نرم در تمام بدنه هاوریز بدنه های آن جاری وساری بوده و دارای یک منشأ واحد ومشخصی نیست اگرچه نمادهای مختلفی دارد.لذا واقعیت امر نشان می دهد که جستجو در پی سران، رفتن به دنبال سراب و غفلت از منشأ متکثر اجتماعی آن می باشد.
از بدعت تا اندیشه های نوین فقهی
بستن فضای جامعه به نوبۀ خود عدم کارایی احکام فقهی را در باور جامعه بویژه نسل جوان و تحصیل کرده تثبیت می نماید؛ اگر کسانی به هر دلیل اهل صدور چنین نظریانی نیستند یا زمینه را برای بحث و گفتگو در بارۀ آن ها فراهم نمی آورند، دست کم دارندگان آن را کافر و مبدع نشمرند و اجازه دهند تا فقه در بستر تحولات اجتماعی رشد کند. به نظر نگارنده از جمله شهامت های علمی حضرت آیه الله صانعی که قابل تقدیر است، اولا طرح نظریات نوینی است که بدان رسیده اند و ثانیا تدوین رساله ها و کتابچه هایی در قالب فقه استدلالی برای این نظریات است.
تاریخ نویسی از جنس نماینده پشیمان شده از استعفا
آقای حسینیان که حتی آرای 13 میلیونی مهندس موسوی – البته بنا به اعلام خود آقایان – را 11 میلیون اعلام می کند حتماً تاریخ خود نوشته اش را نیز با همین روش ها می نگارد، اما بگذار اینان هرچه می خواهند بگویند و بنویسند، بگذار خود را پاک و خالص و حسینی و یار امام عصر(عج) بدانند و فرزندان راستین کشور و ملت را ناخالص و دشمن و ضد اسلام! ولی ایشان فراموش کرده اند که متر و معیار الهی با متر آقایان متفاوت است و بدون هیچ تردیدی وعده های الهی تحقق می یابد آنجا که می فرماید: ” جاء الحق و زهق الباطل، إن الباطل کان زهوقا “
نامه ای برای تاجزاده
چرا در مملکتی که با همه کاستی ها اما سرافراز با یاد ونام امام دربرابر قدرت های استعمارگر ایستاده بود و می خواست با مدل بومی حکومتیش در دنیا نمونه باشد و همیشه پیرو آزادی و عدالت، این روزها افراد که هیچ، افکار را هم به جرم ابراز وجود دربند کرده تازه آن هم با نام دینی که شهره عطوفت و رحمانیت است.بعضی از این روزهای هفت ماه ناامید و خسته از بی مروتی ها به این فکر می کردم مگر دنیای سیاست چقدر ارزش دارد؟ تا چه زمانی در شرایط سیاسی نابرابر این چنینی می شود مقاومت کرد؟و….
پای شهید بهشتی را به اوین نکشانید!
قرآن کریم شهدا را زنده می نامد و یاد شهید بهشتی از همه زنده ها زنده تراست. درروایات متعددی هم به این مطلب اشاره شده که به اموات مؤمنین اذن داده می شود تا به نشئه دنیا بازگردند وحال واحوال بستگان وخویشان خود را ببینند.دست دوستان اطلاعاتی وامنیتی وقضایی و… دردنکند که زحمت کشیدند و باعث شدند شهید بهشتی در این ماهها و روزها چند بار به اوین تشریف برده و با پاره تن خود علیرضا که او را مانند جان گرامی می داشت دیدارداشته باشد!
علیرضا بهشتی؛ مظلوم تر از پدر
هرچند امروز روزگار پررنجی را میگذرانیم ولی میدانیم که این تاوان رسیدن به فرداهای روشن پیش روست. پس به این امید همه باهم استوار و راست قامت تا به آخر ایستاده ایم و همچنان که فریاد شهید بهشتی هنوز شنیده میشود که «ما راست قامتان جاودانه تاریخ خواهیم ماند».
به راه حق رفته ای خدا نگه دارت
می گویم می دانم به راه حق رفته ای، جز این هم انتظاری از تو نداشته ام ، قرار این نبود که زندگی هایمان از هم بپاشد اما قرار هم نبود که اگر روزی رفتن به راه حق پر هزینه شد از آن بازگردیم. می گویم افتخار می کنم به همسری تو حتی اگر تنها حاصلش نامی در شناسنامه ام باشد و بی پایانی این روزهای تنهایی. می گویم برای ادامه راه به باورهای تو اقتدا می کنم که چنین استوارت نگاه داشته است و می دانم که حسین نام سبزهمه آزادگان جهان است.
|